آنچه در ادامه مي خوانيد گزارش مشروحي است كه روزنامه سوييسي لوتان آن را در شماره روز پنجشنبه خود به انتشار رساند. اگرچه در این گزارش سعی شده چهره احمدی نژاد در داخل مخدوش نمایانده شود،اما نویسنده گزارش در برابر موج محبوبیت وی در جهان اسلام به ریشه های جالبی اشاره کرده است : 

 

تلويزيون مغازه حسن کمال، 53 ساله، در بازار خان الخليل قاهره، بي وقفه روشن است. تنها تصويري که روي صفحه آن به چشم مي خورد، تصوير محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران با ريش سياه و مشت هاي گره کرده است. رفتار و عملکرد اودر مدتي بسيار کوتاه، انبوهي از ناظران را جلب کرده است. حسن کمال در اين خصوص مي گويد: «او مسلماني است که شجاعت روبرو شدن با ايالات متحده و اسراييل را داشته است.» سخنان او را مشتري ها، رهگذرها و ديگر مغازه داران نيز تأييد مي کنند.

 

برخي شخصيت ها در جمهوري اسلامي ايران به دليل «دندان قروچه»هاي اين شخصيت اسلام گرا انتقادات شديدي به او کرده اند. مخالفان او که تعدادشان روز به روز بيشتر مي شود، او را به دليل به خطر انداختن منافع کشور و تحريک دشمنان نظام سرزنش و ملامت مي کنند ولي در خيابان هاي پر گرد و خاک قاهره مسأله برعکس است؛ در اينجا سخنان ضدآمريكايي او مصري ها، و به ويژه عوام جامعه را، اغوا و شيفته خود کرده است.

 

«ماي قاسم»، استاد علوم سياسي در دانشگاه امريکايي قاهره، در اين مورد مي گويد: «در مصر، به محض اينکه يک رهبر عرب يا مسلمان ايالات متحده و اسراييل را به چالش مي طلبد، به طور سيستماتيک تبديل به قهرمان مي شود. به همين دليل است که سران نخبه ما از ديد مردم ، عروسک و بازيچه دست واشنگتن تلقي مي شوند.»

 

از ديد مصريها احمدي نژاد مظهر تواضع و فروتني است. عيسي ابراهيم خليد، مهندس 43 ساله در مقابل مسجد الحسين مي گويد: «او يک مرد ساده است. بسيار متواضعانه و بدون کراوات لباس مي پوشد. او يک رهبر مردمي است و در سفرهايش خيل کثيري از بادي گاردها را دنبال خود قطار نمي کند.»

 

در نگاه اول به نظر نمي رسد که رييس جمهور ايران تا اين حد در نزد مردم مصر محبوب باشد. ايران که در گذشته امپراطوري پارس خوانده مي شد، همواره در نظر کشورهاي عربي به عنوان يک دشمن بالقوه بود. به علاوه، جاه طلبي هاي(!) هسته اي اين کشور مي تواند تعادل منطقه خاورميانه را، که مدت هاست به خطر افتاده، برهم زند.

 

ازطرف ديگر از نظر تأثيرات منطقه اي، ايران با اکثريت شيعه، همچنين تهديدي براي کشورهاي عربي با اکثريت سني به شمار مي رود. سال گذشته، حتي رييس جمهور مبارک اعلام کرد که «شيعيان معمولاً بيشتر به ايران وفادار هستند تا به کشورهايي که در آن زندگي مي کنند.» ولي حسن کمال اين مسايل را از زاويه ديگري مي نگرد. او مي گويد: «درست است که برخي از سياستمداران عرب نگران سيطره رو به رشد شيعيان هستند، ولي در نظر من، احمدي نژاد قبل از هر چيز يک مسلمان است.»

 

شيفتگي «غيرقابل وصف» به رييس جمهور فعلي ايران که سلفش، محمد خاتمي، هرگز چنين موقعيتي را تجربه نکرد، تنها به قاهره و مصر محدود نمي شود. مردم در خيابان هاي دمشق و در برخي از محله هاي شهر امان، پايتخت اردن نيز، از احمدي نژاد به عنوان قهرماني که در برابر غرب قد علم کرده ياد مي کنند. حتي در بازار دمشق مي توان تصوير او را در کنار بشاراسد و حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، مشاهده کرد.

 

رهبران ناتوان و فاسد

 

سعدالدين ابراهيم، يک مخالف مصري و مدير مرکز تحقيقات ابن خلدون قاهره، مي گويد: « تعجبي ندارد! رهبران ما در نظر مردم خيابان هاي عرب، تعدادي انسان خودکامه، فاسد و ناتوان بيش نيستند.» اکنون احمدي نژاد خلاء يک رهبر عرب نمادين را پر کرده است. با نگاهي به همه پرسي مرکز ابن خلدون که در پاييز گذشته به چاپ رسيد، احمدي نژاد پس از حسن نصرالله و قبل از خالد مشعل، به عنوان دومين شخصيت محبوب خاورميانه محسوب مي شود.

 

به نظر مي رسد فنآوري هسته اي ايران آنچنان مورد اعتراض خيابان هاي عرب نيست. سعدالدين ابراهيم مي گويد 60 درصد مصري ها معتقدند که ايران حق دارد توان هسته اي خود را افزايش دهد. رهگذران در حمايت از حرف ها و عقايد حسن کمال در بازار رنگارنگ خان الخليل قاهره مي گويند: «زماني که اسراييل به فنآوري اتمي دست پيدا کرد، همه سکوت اختيار کردند. خب چرا ايران اين حق را نداشته باشد؟»

 

حال آنکه همين جاه طلبي هاي(!) هسته اي ايران سياستمداران عالي رتبه مصري را بسيار نگران کرده. جمال مبارک، فرزند رييس جمهور مصر، در پاييز گذشته اعلام کرد که برنامه صلح آميز اتمي کشور خود را پس از 20 سال وقفه از سر خواهد گرفت. امروز همچنين امکان يک مداخله نظامي امريکايي در ايران در بطن نگراني هاي دولتمردان عرب قرار گرفته است. ماي قاسم در اين مورد مي گويد: «آنها به خوبي مي دانند که اگر ايالات متحده به ايران حمله کند، منطقه درگير يک بي ثباتي عظيم خواهد شد.»

 

يک ديپلمات اروپايي که در امارات متحده عربي کار مي کند در اين زمينه مي گويد: «درواقع، کشورهاي حوزه خليج فارس و ديگر کشورهاي عرب از عواقب مداخله نظامي امريکا عليه ايران بيش از دستيابي تهران به انرژي هسته اي مي ترسند. آنها از اقدامات تلافي جويانه ايران که ممکن است ازطريق وقوع يک جنگ نامتقارن انجام شود، واهمه دارند.»