فرانتس فانون کتابی دارد
درباره «انقلاب الجزایر» که کتاب جالبی است. در آن گفته است که در طول انقلاب
الجزایر علیه فرانسوی ها برخی از زنان حجاب را کنار گذاشتند، یا به خاطر حس و حال
تجدد خواهی یا به خاطر آنکه می خواستند دوشادوش مردان انقلابی در خانه های تیمی و
هسته های مبارزه علیه فرانسوی ها اقدام کنند. البته بیشتر به همین دلیل هم بوده
است. تجربه کنار گذاشتن حجاب به خاطر مبارزه در ایران قبل از انقلاب هم در بخش
هایی از سازمان مجاهدین خلق رخ داد، خصوصا بعد از آنکه از اسلام به مارکسیسم تغییر
ایدئولوژی دادند.
فرانتس فانون در این کتابش از
قول زنانی که حجاب را کنار گذاشته بودند می نویسد که گویا در آن روزهای اول که
حجاب را کنار می نهند، احساس می کنند که ابعاد بدنشان را گم کرده اند و راه رفتن و
حرکتشان به هم ریخته است.
اینها را نوشتم به خاطر این که:
گلشیفته فراهانی، هنرپیشه ایرانی، بعد از
بگومگوهایی که درباره اش شد که ممنوع الخروج هست یا نیست، بالاخره به آمریکا رفت
تا در اکران فیلم «پيکره ای از دروغ» حاضر شود. خیلی سریع هم عکسهای بی حجابش همه جا را
گرفت. البته چندان هم مهم نیست اما اگر گذری به سایتها و وبلاگهایی بیاندازید که
درباره اش مطلب نوشته اند می شود فهمید که برای بعضی ها بی حجابی این هنرپیشه خیلی
مهم بوده است و از شوق بی حجابی این دخترک ،بد به وجد آمده اند. عکسهایش را که دیدم
چندشم شد. از ادا و اطوارهایش میشد فهمید که او هم جلوی دوربینها ابعاد روح و جسم خودش
را گم کرده است. امیدورام به زودی پیدا کند و دیگر گم نکند.
بی
حجاب شدن این هنرپیشه مثل بی حجابی خیلی های دیگر می تواند دو دلیل داشته باشد. یکی اینکه
این یکی هم مثل خیلی های دیگر است که منتظرند تا چرخهای هواپیما از زمین فرودگاه
ایران کنده شود تا آنها هم هواپیما را با اتاق پرو اشتباه کنند. یعنی همان تازه به
دوران رسیده های 10 دیناری که اطرافمان کم نیستند.
دلیل دیگرش را هم باید در بی
تربیتی و بدتربیتی بسیاری از نسل جوان در برخورد با آموزه های دینی جستجو کرد. نمیدانم
چه راز و رمزی در میان است که در این سالها تمام تلاشهای ریشه ای و فرهنگی و
انتظامی دولت در مقابله با بدحجابی به سنگ می خورد. شاید پول نفت پولی
بدون برکت باشد. چون نه با آن توانستیم کمی از ارزشهای اسلامی را نهادینه کنیم و
نه به درد دنیایمان خورد. نشانه اش هم همین که از روزی که آقای احمدی نژاد با هزار
زحمت پول نفت را سر سفره مردم آورد، سفره آرایی مردم گران تر شد.
وبلاگی را می خواندم که در آن
عکسهایی از عصر رضاخان و کشف حجاب انداخته شد. زنان بی حجاب دهات و قصبات در برابر
رضاخان بی حجاب به صف شده بودند تا عکاس عکسش را بگیرد. آنها هم مثل گلشیفته ابعاد
بدنشان را گم کرده بودند اما ابعاد روحشان را گم نکرده بودند چون خودشیفته نشده
بودند و ادا و اطوار درنمی آوردند. به قول عزیزی بی حجاب های دیروز از باحجاب های
امروز با حجاب ترند.
از این پراکنده گویی ها که بگذریم عکسهای این دخترک فراهانی را که دیدم یاد این شعر افتادم که: پسته بی مغز چون لب واکند رسوا شود.




