تبليغاتX
صراحت
 

شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان (عٍنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ) اند.

 حضرت امام خمینی (ره)

 

 مراسم بزرگداشت پنجمین سالگرد شهادت شهید غدیر

 سردار سرتیپ پاسدار  دکتر  مجيد حاجي حاتم

 

زمان:سه شنبه  ۳۰  بهمن ماه ۱۳۸۶

مکان:میدان شهدا-خیابان شهید عظیم زادگان-حسینیه شهدای دوکوهه

بسم‌ رب الشهدا و الصديقين. صحبت كردن در ارتباط با شخصيت شهدا براي خود من خيلي مشكل است كه بتوانم با اين زبان الكن، ويژگي، عظمت روحيه و ابهت معنوي ‌آن‌ها را مطرح كنم و اين را بايد قبول كنيم كه هيچ واژه‌اي نمي‌تواند ايثارگري، فداكاري، تقوا و ايمان اينها را بيان كند. ولي تا آن اندازه كه خدا توفيق میدهد در پنجمین سالگرد شهادت سردار سرتیپ پاسدار  دکتر  مجيد حاجي حاتم با ذکر نکاتی یاد و خاطره این شهید عزیز را گرامی میداریم.

"آب دریا را اگر نتوان کشید      هم به قدر تشنگی باید چشید"

 

  ـ همیشه تو دعاهام و نمازهام می گم

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و روحم بی تابی می کند .

گفته اند : شهادت هنر مردان خداست

دلیل تاخیر در شهادتم چیست؟

چرا دعوتنامه سرخ شهادت از سوی معشوق به دست من عاشق نرسیده است؟
 

چاره ای نیست باید سوخت و ساخت تا دل معشوق به حال زارم بسوزد .

خدایا

می دانی که  تنها امیدم تو هستی پس نظری کن که تو تنهاترین یار و یاورم هستی .

به راستی باید فکر کرد چرا کسی که ۱۰۷ ماه سابقه جبهه داشته است٬یکبار با هلی کوپتر زمین می خورد٬یکبار اتوبوسش چپ میکند٬چندین بار از مجروحیتهای سخت ٬جان سالم به در می برد ٬چندین بار در چنگ ضد انقلاب افتاده در جبهه شهید نمیشود ولی ۱۴ سال پس از دفاع مقدس در این زمان به شهادت میرسد؟

دوستان حاج مجید در نصیحتهای مرتبط با  دوست یابی ٬دوست خوب را "مثل حاجی حاتم که دوست ماست"مثال می زدند و میگفتند ٬هر وقت او به تور ما می خورد ٬یا ما به تور او راهمان به مسجد و نماز اول وقت ختم می شود...

شهادت او در شب عید غدیر هدیه ای بود به او که سالها در کوه های کردستان و میادین جنگ در جست و جوی شهادت می گشت ولی نصیبش نمیشد.به قول خودش در شهادت را هنوز نبسته اند ولی برای رسیدن به آن باید آمادگی پیدا کرد.

پنجمین سالگرد شهادت شهید غدیر و مغز متفکر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به محضر

 امام عصر(عج) ، نايب بر حقش حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ٬همرزمان آن شهيد و

خانواده صبور و محترمشان٬به خصوص فرزند برومندشان٬برادر عزیزمان علی اکبر حاجی حاتم

 تبریک و تسلیت میگوییم. 

 

 مختصري از زندگينامه شهید غدیر سردار سرتیپ پاسدار  دکتر  مجيد حاجي حاتم

سردار سرتيپ پاسدار حاج مجيد حاجي حاتم در روز عيد قربان مصادف با بيست و پنجم خرداد ماه سال ۱۳۳۹  هجری خورشیدی در تهران متولد شد دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در منطقه نيروي هوايي سپري نمود، همزمان با اوج گیری حرکت توفنده اقلاب اسلامی در سایه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) به تدبیر عموي بزرگوار خود حاج علي اكبر حاجي حاتم با مجاهدان معظمی همچون شهيدان بهشتي و مطهري آشنا گرديد و به دلیل برخورداری از روحیه شجاعت و شهامت با چند نفر از برادران همرزم خود در حرکتهای مخفی و مبارزات خياباني عليه رژيم پهلوي  فعالانه عمل میکرد.


در سال 1357 و در آستانة پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي با حضور در مبارزات خیابانی در فتح پادگانها و مقابله با گارد شاهنشاهي كه به پادگان نيروي هوائي حمله ور شده بود نقش موثری ایفا  نمود.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در كميته انقلاب اسلامي به پاسداري از انقلاب پرداخت و در ابتداي سال 58 و در قالب كميته جنگهاي نامنظم كه از سوي شهيد چمران سازماندهي شده بود به سردشت اعزام و مدت سه ماه در آن منطقه به مقابله با گروههاي تجزيه طلب و وابسته به رژيم بعثي عراق پرداخت .
در نيمه دوم سال 58 با فراخوان مسئولين نظام به خدمت مقدس در حالی که نوزده بهار از عمر پر برکتش گذشته بودبه خدمت مقدس سربازي اعزام و در هنگام تهاجم عراق به ميهن اسلامي به عنوان ديده بان توپخانه ارتش در منطقه عمومي سرپل ذهاب مشغول خدمت گرديد طي سالهاي 59 و 60 ، در عملياتهاي متعدد در منطقة عمومي سرپل ذهاب شركت نمود و سرانجام نيمه دوم سال 60 در عمليات مطلع الفجر در منطقه عمومي بازي دراز ٬ تنگه قاسم آباد مجروح شد.


پس از خدمت سربازي بصورت داوطلبانه و بسيجي در منطقه عمومي كردستان مشغول انجام وظيفه گرديد و پس از مدتي به عضويت سپاه در آمد.

در آبان ماه سال ۶۱ یگانی به نام تیپ ویژه قدس(لشكر 16 قدس فعلي) در سنندج تاسیس شد که فرماندهی آن را حاج حسن رستگارپناه بر عهده داشت و شهید حاجی حاتم با توجه به لیاقتهایی که از خود نشان داده بود در بیست و یک سالگی  به سمت رئیس ستاد تیپ ویژه قدس منصوب شد.

ماموریت اصلی تیپ ویژه قدس پاکسازی وانجام عملیات مناطق حوزه استانهای کردستان و آذربایجان غربی بود و  در طول اين مدت حاج مجید به عنوان رئیس تیپ در تمام  عملياتهاي پاكسازي ضدانقلاب و دفع تهاجم و مقابله با ارتش رژيم بعثي  عراق در منطقه شمالغرب (استانهاي كردستان و آذربايجان غربي ) حضور فعال داشتند.

در مدتي كه در تيپ قدس بود عمليات هاي فراواني را به منظور پاكسازي مناطق مختلف كردستان از لوث وجود ضدانقلاب انجام داد ، حضور مؤثر در عملياتهاي متعدد از قبيل كربلاي 2 ، والفجر 9 ، عمليات قادر عملیات مطلع الفجر و ... انجام دادند.

   پس از كسب تجارب فراوان در عملياتهاي منظم و نامنظم در مناطق عملياتي شمالغرب كشور به سمت جانشيني و سپس مسئول عمليات قرارگاه حمزه سيدالشهداء (ع) منصوب گرديد و در اين مسئوليت نقش ويژه اي در توسعة امنيت در استانهاي آذربايجان غربي و كردستان بر عهده داشت.


پس از 12 سال هجرت و كسب تجربه در مشاغل عالي نظامي در مناطق مختلف غرب و شمالغرب كشور سال 71 به تهران بازگشت و در مشاغل عالي نظامي انتصاب يافت و نهايتاً به دليل ويژگي هاي بارز فكري و قابليت هاي مختلف نظامي به سمت جانشيني اداره عمليات ستاد مشترك سپاه پاسداران انقلاب اسلامي(معاونت عمليات فعلي) انتصاب يافت.
شهيد حاجی حاتم تحصيلات عالي خود را در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد در دانشگاه امام حسين (ع) در رشته هاي مديريت دولتي و فرماندهي و ستاد به پایان رساند ، همچنين عالي ترين دوره نظامي سپاه تحت عنوان دوره عالي جنگ را در سپاه طي نمود و با توجه به تجربه و دانش گسترده اي كه داشت به عنوان استاد جنگ هاي نامنظم و پدافند داخلي انتخاب گرديد و علاوه بر مسئوليت هاي مهمي كه عهده دار بود ، در تربيت افسران ارشد سپاه نقش مؤثري داشت.
سردار حاجی حاتم پس از سالها مبارزه و مجاهدت در راه حفاظت از نظام مقدس جمهوري اسلامي در تاريخ سی ام بهمن ۱۳۸۱  مصادف با شب عيد غدير سال 1423 هجري قمري بهنگام بازگشت از ماموريت بررسي وضعيت امنيتي استان سيستان و بلوچستان بهمراه 272 نفر از پاسداران لشكر 41 ثارالله براثر برخورد هواپيماي ايلوشين سپاه به ارتفاعات سيرچ كرمان  همانطور که آرزویش بود با بدنی قطعه-قطعه در صراط مستقیم الهی با مولایش مولایشان سید الشّهداء محشور گردید و به خيل عظيم شهداي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ملحق گرديد.

 پيكر مطهر اين شهيد بزرگوار در قطعة 50 بهشت زهرا (س) در كنار ياران و دوستان دوران دفاع مقدس به خاك سپرده شد.
 سرگذشت سراسر ایثار و حماسه این عاشق راستین ٬ خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدی مسئولیتهای مختلف درسی است بس بزرگ برای همه رهروان راه شهدا تا خود را برای دفاع از حریم انقلاب و ارزشهای متعالی آن ٬همواره مهیّا و کوشا سازند.

 

نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد                             تا نگویند از یاد فراموشان اند

اللهم ارزقنا الشهادة فی سبیلک

+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 20:44 |

 سيدحسن نصرالله : ‌يك شهيد ديگر به قافله شهداي مقاومت

 اضافه شد.

 

 

دبيركل حزب‌الله لبنان : اين شهدا با خون خود راه را به ما نشان داده‌اند و با خون خود آزادي

 را براي ما تصويب كرده‌اند.

عماد مغنيه معروف به ابورضوان از فرماندهان ارشد مقاومت اسلا‌مي

 لبنان در انفجاري كه روز سه‌شنبه در محله كفرالسوسه در دمشق رخ

 داد، به شهادت رسيد. عماد مغنيه كه از وي به عنوان بزرگ‌ترين مغز

 متفكر عملياتي حزب‌ا... نام مي‌برند، در حالي به شهادت رسيد كه به

ادعاي رسانه‌هاي غربي بيش از 42 كشور جهان در پي يافتن او بودند

 و تاكنون ده‌ها طرح ترور وي در مناطق مختلف خاورميانه

ناكام مانده بود.

اعلامیه پلیس فدرال آمریکا(اف - بی - آی )برای دستگیری «عماد مغنیه»

(Imad Fayez Mugnyah)

 

 

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب‌ به ‌دبیر‌کل‌حزب‌الله ‌لبنان


 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، شهادت مجاهد مخلص و فداکار حاج عماد مغنیه از رهبران فداکار حزب الله را به ایشان و جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و مردم لبنان تبریک و تسلیت گفتند.
 

 

مراسم ترحيم شهيد مغنيه در تهران

شهادت  سردار جبهه هاي جهاد في سبيل الله را به پيشگاه حضرت حجت امام عصر و الزمان ، نايب بر حقش حضرت آيت الله العظمي خامنه اي و همچنين دبير كل دلير و شجاع حزب الله لبنان سيدحسن نصرالله و همرزمان آن شهيد عزيز تبريك و تسليت عرض مي نمایم .

 

   

 

زندگي‌نامه شهيد مغنيه

خانواده شهيد مغنيه كه متشكل از پدرش، آيت‌الله شيخ "جواد مغنيه" از علماي برجسته شيعه لبنان، مادر و "جهاد" و "فؤاد" دو برادر وي بود كه بعدها به شهادت رسيدند، پس از مدتي از صور به ضاحيه جنوبي بيروت نقل مكان كردند و در اين منطقه بود كه شهيد مغنيه، تحصيلات ابتدايي و دبيرستان خود را گذراند و پس از آن در جواني، وارد دانشگاه آمريكايي بيروت (AUB) شد.
شهيد مغنيه در اوايل دهه هشتاد ميلادي به "نيروي 17" شاخه نظامي جنبش آزادي‌بخش فلسطين پيوست كه نيرويي ويژه بود كه براي حفاظت از مبارزاني مانند ابوعمار، ابو جهاد و ابود اياد تشكيل شده بود. او از همان زمان، در عمليات انتقال سلاح از جنبش آزادي‌بخش فلسطين براي مقاومت اسلامي لبنان كه در حزب‌الله و جنبش امل نمود دارد نقش اساسي داشت اما در پي اشغال لبنان در سال 1982 ميلادي از سوي رژيم صهيونيستي، مبارزان جنبش آزادي‌بخش فلسطين مجبور به ترك لبنان شدند.
محاصره بيروت، سه ماه به طول انجاميد و با خروج مبارزان فلسطيني و سازمان آزادي‌بخش از لبنان، عماد مغنيه نيز به صفوف رزمندگان افواج مقاومت اسلامي (جنبش امل) پيوست كه از سوي امام موسي صدر و شهيد مصطفي چمران تأسيس شده بود اما شهيد مغنيه در ادامه و همزمان با انتقال سيد حسن نصرالله از امل، به حزب تازه‌تأسيس حزب‌الله پيوست.
شهيد مغنيه پس از اجراي موفقيت‌آميز چند عمليات‌ به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپايه حزب‌الله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسؤول عمليات ويژه حزب‌الله انتخاب شد.
رژيم صهيونيستي همچنين مدعي شده است عمليات ربودن دو تن از نظاميان اسرائيلي در تابستان دو سال پيش كه به آغاز جنگ اين رژيم عليه لبنان انجاميد، از سوي عماد مغنيه هدايت شده است.
روزنامه انگليسي "ساندي‌تلگراف" درباره شهيد مغنيه نوشت: او يك انقلابي مجاهد است كه با امام خميني(ره) بيعت كرده كه در راه انقلاب اسلامي از جان خويشتن نيز بگذرد.
تصاويري كه تا كنون از شهيد "عماد مغنيه" منتشر شده است بسيار اندك است به‌گونه‌اي كه پليس فدرال آمريكا (اف.بي.آي) مدعي شد وي دو بار اقدام به جراحي پلاستيك بر روي صورت خود كرده است تا شناسايي نشود.
شهيد عماد مغنيه كه به دوري از رسانه‌ها شهرت داشت به "مرد سايه" در مقاومت اسلامي شهرت داشت و بسياري او را مغز متفكر حزب‌الله قلمداد مي‌كنند.
شهيد عماد مغنيه ديشب در پي انفجار در خودروي بمب‌گذاري‌شده در دمشق، به شهادت رسيد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:54 |
 

از امام سجاد سوال کردند در واقعه ی کربلا در کجابه شما بیشتر سخت گذشت ؟
حضرت در پاسخ سه مرتبه فرمود : الشام ٬ الشام ٬ الشام .

فرارسیدن ماه صفر و ورود اهل بیت به شام و ایام شهادت حضرت رقیه بر عاشقان ارباب بی کفنمان تسلیت باد .

سه نقطه

گنجشک پر ٬ جبرئیل پر ٬ بابا سه نقطه
من پر ٬ تو پر ٬ هرکس شبیه ما سه نقطه
عمه نه ٬ عمه بالهایش پر ندارد
حالا بماند در خرابه تا سه نقطه
این محو یکدیگر شدن در این خرابه
یا اینکه ما را می پراند یا سه نقطه
اصلا چرا من می خواستم پیشم بیایی ؟
بابا شما که پا نداری تا سه نقطه
یادت می آید روز های مدینه ؟
دو گوشواره داشتم حالا سه نقطه
وقتی لبت را زیر پای چوب دیدم
می خواستم کاری کنم اما سه نقطه
انگشت خود را جمع کرد و ناگهان گفت
انگشت پر انگشتر بابا سه نقطه 

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:48 |