عرفه و عید قربان که تمام می شود دیگر بوی محرم می آید پس . . .
فقط فقط فقط بچه هیئتی ها بخوانند . . .
یادش بخیر! یاد هیئت که می افتم دلم می شود یک ذره کوچک، کوچکتر ازیک اپسیلون! اینقدر کوچک می شود که اگر بترکد قدرت انفجارش از بمب هسته ای هم بیشتر می شود. ... دیگر هیئت هایمان هم هیئت های سابق نیست و ما هم البته سینه زنهای قدیم نیستیم؛ آنموقع ها اخلاصمان بیشتر بود... با اخلاص هروله می کردیم، راحت به سرو سینه مان می زدیم، با احساس روضه گوش می کردیم...آنموقع ها راضی بودیم که به جرم عاشقی به ما بگویند دیوانه و آرزومان بود که همه مثل ما دیوانه شوند و یک نفر هم عاقل نماند. هر کسی هم لج می کرد جواب خوبی برایش داشتیم(*) اما حالا دیگر خبری از آن شور و حال معنوی هیئت نیست آنقدر که اگر پایمان به هیئت بازشود احساس غریبی می کنیم!.
اینروزها همه چیز معنا و حال قدیم اش را از دست داده است. اگر بخواهم با نگاه تاریخی! به قضیه لوث شدن هیئت نگاه کنم باید اول گور صدا وسیما را مورد عنایت قرار بدهم! بعد شروع کنم و بگویم که استعفای ما از کجا آب می خورد و دل دیوانه ای که پر از درد بود چطور مجبور به کناره گیری از هیئت شد. چند سال پیش بود، حدود هفت هشت سال پیش تقریبا، ظهور مداح های جدید و رونق گرفتن بازار مداحی و هیئات بی تأثیر از فضای دوم خرداد نبود، بچه مذهبی ها احساس غربت و شکست می کردند و باید بازسازی می شدند و چه جایی بهتر از هیئت برای دور هم جمع شدن، گوش کردن به یک سخنرانی پر از مثالهای اجتماعی، احساس غربت بیشتر و آماده شدن برای روضه و سینه زنی باحال. در همین اوج بود که صدا و سیما هم رغبت شدیدی برای تبلیغات مذهبی! پیدا کرد و عدل اومد سراغ همون چیزی که دنیا و آخرت ما بود، عشقمان بود و تمام لذت های زندگی مان را در همان خلاصه می کردیم؛ سینه زنی. سینه زنی هیئات مذهبی سوژه جالبی بود تا صدا وسیما مناسبت هایش را به جای گفتگوهای کسل کننده با آخوندها و دکترهای ریشو با آن پر کند، هم معنوی بود وهم شورعجیبی داشت. این مدل تازه(**) با نوحه های کویتی پور فرق می کرد و شباهتی به سبک حاج صادق آهنگران نداشت و البته با سینه زنی هایی که قدیم تر ها توسط بچه های خردسال اجرا! می شد هیچ نسبتی نداشت. خلاصه چیز جدیدی بود.
آنموقع ها نواری هم زیاد بود ـ نواری: بچه هیئتهایی که بیست چهاری نوار سینه زنی گوش می کردند ـ و صدا و سیما هم فقط همین نوارها را پخش می کرد اما قضیه به اینجا منتهی نشد چون سیما تصمیم گرفته بود به جای نمایش تصویر اماکن مذهبی و حرم ائمه علیهم السلام، تصویر همان سینه زنی ها را پخش کند و کم کم سرو کله دوربین های تلوزیونی توی هیئت ها پیدا شد. بالاخره صدا و سیما به جای اینکه ارزش های حزب الله را از غربت در بیاورد خصوصی ترین محافل اش را عمومی کرد، و شب عزای بچه هیئتی ها هم پخش مستقیم! مراسم سینه زنی بود. بدبختانه رقابت بین مداح های نوظهور هم مزید بر علت شد و هیئت ها با نوعی جهش در سبک مواجه شدند، هر روز منتظر یک سبک تازه بودیم و همینکه سبک تازه خیلی سریع بر سر زبانها می افتاد نشان می داد که تقاضا! برای فرهنگ هیئت بسیار بالاست.اگر بخواهیم منصف باشیم باید به رواج دوربین ها هندی کم هم اشاره کنیم. بعدتر ها شیوع استفاده از سی دی و موبایل هم تأثیر شگرفی در پاپ شدن سینه زنی داشتند.
اوایل که دوربینها به هیئات وارد می شدن مقاومت هایی صورت می گرفت تا جایی که صحنه های مربوط به اوج سینه زنی فیلمبرداری نمی شد اما به تدریج آن مقاومت ها از بین رفت. این روند باعث شد که هیئت ها شاهد حضور تازه واردانی باشد که به این واسطه با هیئت آشنا شده بودن والا در ایام عزای محرم زنجیرزنی را ترجیح می دادند. وقتی این حالت پیدا شد اول جاهایی مثل دعای ندبه مهدیه از لیست بچه هیئتی ها حذف شد و بعد یکی بعد از دیگری ...کار به جایی رسید که اکثریت بچه بسیجیها(هیئتی های تیر) در مجالس از بین رفت و بالاخره قشر تازه وارد فرهنگ خود را به فرهنگ هیئت تحمیل کرد. سبک های بازاری بیشر رایج شدند و عمق معانی شعرها کم و کمتر شد تا آنجا که چشم و ابرو و عبارات احساسی و ظاهری به وجه غالب نوحه های سینه زنی تبدیل شد. ظهورتمایز بین هیئتی و بسیجی، بی ارزش شدن منبر و روضه، رواج تصاویر خیالی از ائمه ـ با زیرابروهای برداشته شده ـ و اشعار کفر آمیز و سبک های رقاصی و موزیکال! و روی آوردن گسترده هیئتی ها به قهوه خانه ها و قلیون کشی از عوارض استحاله فرهنگ هیئت بود.
کسر شدن جوانهای جنگ از هیئات هم نباید فراموش شود. اصالت هیئت ها به اتصال آنها با فرهنگ جبهه و روحیه بسیجی بود اما به خاطر فشارهای شدید اقتصادی درسالهای اول دهه هفتاد اگر کسی می توانست خرج زن و بچه اش را بدهد کلی هنر کرده بود و دیگر حال و روزی برای هیئت باقی نمی ماند. آنموقع ها چون راه کربلا بسته بود و همه حاضر بودند بهشت را با کربلا معاوضه کنند عشق بیشتری هم وجود داشت. راه کربلا که باز شد عطش ها کم شد انگار، بعد از جنگ عراق هم که حرم ائمه را بمب گذاشتند و همه نشستند و نگاه کردند، معلوم شد که کرکری ها و احساسات شاعرانه درباره زیارت و عشق ائمه و اینها همه کشک بوده! معلوم شد که سینه زن جدید، شیعه قدیم نیست که سرش را برای زیارت کربلا و حفظ قبور بدهد. خلاصه هیئت از دست رفت و کسی هم که نتوانست جو مسمومی را تحمل کند که در آن از سبک هایده گرفته تا بنیامین موج می زند، تیپ های هوی متال و رپ دیده می شود و بعد از هیئت برای رفع خستگی سینه زنها ماءالشعیر می خورند!، مجبور شد استعفا بدهد چون هیئت دیگر. . . هیئت سابق نبود.
(*) به ما می گن دیوونه بذار بگن دیوونه دیوونه عمه شونه!!
(**) بحث ما در موضوع ابتذال فرهنگ هیئت بدون پرداختن به نقطه تغییر مسیر جدی هیئت به مدل جدید ناقص خواهد ماند چرا که همین نقطه با وجود جذابیت فراوان نقطه انحراف هیئت نیز بود. در بحث مداح شناسی! نقش نریمان پناهی در آغازاین مسیرغیر قابل انکار است. نریمان با سبک های دشتی و هروله شروع کرد و سینه زنی مجالس او خیلی جدی و نفس گیر و گرم بود. البته دوقلوهای افسانه ای ـ محمود کریمی و محمد طاهری ـ که بیشتر در حیطه مولودی خوانی موفق نشان دادند در این تغییر کم موثر نبوده اند؛ و از نظر بنده این دو نفر مقصران اصلی بازاری شدن فرهنگ هیئت و پا دادن به صداوسیما هستند. سال هشتاد که سید ذاکر مرحوم ظهور کرد و یک سال بعد که رضا هلالی خودش را نشان داد سالهایی بود که روند استحاله و سقوط هیئت از اصالتهای خودش حتمی به نظر می رسید.حالا نمی خواهیم وارد جزئیات بحث مداح شناسی شویم اما لازم است اینجا یک نکته ای را از حاجی امجد نقل کنم که واقعا اگر عملی می شد خیلی از آفات هیئت ها کم می شد. حاج آقا امجد می گویند مداح یا باید مجتهد باشد یا دستش در دست یک مجتهد باشد. البته مداح های باسوادی مثل حاج قربون هم هستند که با وجود تحصیلات حوزوی هیئت شان به آفات مابقی هیئات دچار است ـ و البته این به خاطر روحیه بسیارمودب و جاذبه زیاد ایشان هم هست. و بالاخره در پایان باید یادی از اکسیژن همه مداح ها یعنی حاج منصورارضی بکنیم که تقریبا تحت تأثیر این جریانات قرار نگرفته و می توان به مجلس او رفت و به یاد سالهای گذشته یک دل سیرهیئتی شد.
اینهم مطلبی است که مدتها پیش BBC درباره عوض شدن سبک عزاداری و مداحی جدید! نوشته بود: رويارويی نسل تازه مداحان با سوگواران سنتی ( اگر باز نشد بهBBC بروید و همین عنوان را جستجو کنید)





" عیدتان مبارک "
احمد كاظمي و تعدادي از سرداران و افسران سپاه را در حادثه سقوط هواپيما تسليت گفتند. متن پيام مقام معظم رهبري به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم فقدان شهادت گون سردار سردار رشيد اسلام، سرلشكر احمد كاظمي و تعدادي از سرداران و افسران سپاه در حادثه هواپيما، اينجانب را داغدار كرد. اين فرمانده شجاع و متدين و غيور از يادگارهاي ارزشمند دوران دفاع مقدس و در شمار برجستگان آن حماسهي بينظير بود. تدبير و قدرت فرماندهي او در طول جنگ هشت ساله كارهاي بزرگي انجام داده و او بارها تا مرز شهادت پيش رفته بود. آرزوي جان باختن در راه خدا در دل او شعله ميكشيد و او با اين شوق و تمنا در كارهاي بزرگ پيشقدم ميگشت. اكنون او به آرزوي خود رسيده و خدا را در حين انجام دادن خدمت ملاقات كرده است. اينجانب شهادت اين سردار رشيد و نامدار و ديگر جان باختگان اين حادثه را به همهي ملت ايران به ويژه مردم عزيز و شهيد پرور نجف آباد، تبريك و تسليت ميگويم و از خداوند متعال براي بازماندگان اين شهيدان، بردباري و قدرت تحمل و پاداش صابران و براي خود آنان علو درجات اخروي را مسالت ميكنم. سيد علي خامنهاي